تبلیغات
بازاریابی شبکه ای net work marketing - جادوی کار پاره وقت2

جادوی کار پاره وقت2

نویسنده :گروه دوستان
تاریخ:پنجشنبه 5 دی 1392-03:50 ب.ظ

جادوی کار پاره وقت(قسمت دوم)

اثری به یاد ماندنی از

جیم ران (Jim Rohn):


                    بازاریابی شبکه ای نیوشا نیک
این کتاب دردو قسمت خدمتتان ارائه می گردد

 ادامه کتاب جادوی کار پاره وقت

رآن در این کتاب - جادوی کار پاره‌وقت- ۱۲ اصل ارایه می‌دهد. این ۱۲ اصل کدامند. ۱۲ اصل «جیم رآن» به شرح زیر است:
۱) یافتن یک فرصت کاری
۲) سود بردن، بهتر از مزد گرفتن است
۳) جادوی کار پاره‌وقت
۴) تنظیم بادبان
5-قانون نسبت ها:

     اصل دیگری که من در بازاررسانی شبکه ای آموختم، ((قانون نسبت ها)) بود. اگر شما کاری را به دفعات انجام دهید، درصد نسبت از کل پدیدار می شود. حال این موضوع را با یک مثال، توضیح می دهم. اگر شما به 10 نفر پیشنهادی دهید، به احتمال زیاد، یک نفر به شما جواب مثبت خواهد داد. از اینجاست که درصد نسبت از کل، پدیدار می شود. اگر با 10 نفر صحبت کنید، می توانید نظر مثبت یک نفر را جلب نمایید. اگر با 10 نفر دیگر صحبت کنید، شانس شما برای جذب یک نفر دیگر، بسیار بالاتر خواهد بود. این، شروع بسیار خوبی خواهد بود و می توانید با هر کسی به رقابت بپردازید. لازم به ذکر است که میزان بازدهی و موفقیت هر کسی بستگی به درصد نسبت از کل معرفی های آن شخص دارد. به عنوان مثال، من تازه وارد یک شبکه ای بازاررسانی شده ام و می توانم از هر 10 نفر، 1 نفر را متقاعد کنم؛ در حالی که شما، مدتهاست در این شبکه، مشغول به فعالیت هستید. ولی اگر یک مسابقه ی 30 روزه داشته باشیم، من شما را شکست خواهم داد! ممکن است از خودتان بپرسید چگونه مرا شکست می دهد؟ جواب این است: ((شما به خاطر داشتن آشنایی و اعتبار قبلی، تنها با 10 نفر از آشنایانتان صحبت می کنید و شاید حتی 9 نفر را متقاعد سازید؛ ولی من با 100 نفر صحبت می کنم و 10 نفر را  متقاعد می سازم. این گونه است که من شما را شکست خواهم داد!)) من این کار را به دو علت انجام می دهم: نخست این که صادقانه دلم می خواهد ببرم. دلیل دیگر این است که می خواهم شما ببازید! و این موضوع قسمت شرافتمندانه کار من است! لابد می پرسید چرا شرافتمندانه؟ چون شما از باخت های خود، بیشتر از بردهایتان یاد می گیرید و من می خواهم به شما فرصت این تجربه را بدهم. بدین روش است که قانون نسبت ها نتیجه می دهد. زمانی که این موضوع را فهمیدم، با بالا بردن ((نتایج عددی))، ((فقدان مهارت های لازم)) را جبران کردم. حال سوال این است که چه کسی قادر به انجام این کار است؟ پاسخ، آسان است: ((همه!)) هر کسی که میل به پیشرفت داشته باشد، می تواند از عهده کار بر آید. برای این منظور، لزومی ندارد آدم خاصی باشید.

مطلب دیگر درباره قانون نسبت ها، قابلیت افزایش بازدهی قانون نسبت ها است. توضیح این که چگونه این بازدهی می تواند افزایش یابد این است که مثلا شما با 4 گروه 10 نفره صحبت می کنید و از هر 10 نفر، 1 نفر جذب شما می شود. پس از مدتی مثلا در پنجمین 10 نفر، 2 نفر جذب شما می شوند. شاید برای شما این سوال پیش آید که چگونه این افزایش به وجود می آید؟ جواب خیلی آسان است: چون مهارت های شما بالا رفته است، قادر به جذب بیش از یک نفر هستید. شاید یک سوال دیگر پیش آید که چه کسی می تواند مهارت های خود را افزایش دهد؟ پاسخ باز هم آسان است: ((همه!)) نهایتا بعد از گذشت مدتی، این عدد حتا به 3 نفر از 10 نفر هم می تواند برسد. شاید برای رسیدن از عدد 3 به 4، نبوغ خاصی نیاز باشد، اما می خواهم یک مثال برایتان بزنم. یک مهاجم فوتبال از هر 10 توپی که به او پاس داده می شود، اگر تنها 1 توپ را گل کند، سالانه میلیون ها دلار می تواند برای خود درآمد کسب کند. او به خاطر 20 تا 30 گلی که در هر سال می زند، قادر به دریافت چنین دستمزدی ست، نه به خاطر چند ضربه ای که نمی تواند گل کند! این را بدانید که جذب 3 نفر از 10 نفر نتیجه خیره کننده ای است و برای رسیدن به بالاترین اهدافی که هم اکنون در ذهن خود دارید، کفایت می کند. این چیزی بود که باعث شد من در شروع کارم برای جذب افراد، حتا به اقوام همسایه دوستم نیز مراجعه کنم. به آن ها گفتم من کسب و کار تازه ای را شروع کرده ام و از هر 10 نفر، 3 نفر را متقاعد به ورود به این کسب و کار کرده ام و اصلا نگران این موضوع نیستم که شما در جلسه شرکت کنید و یکی از آن 7 نفری باشید که وارد این کسب و کار نمی شوند. شما دوست من هستید و حضور شما در جلسه، همراهی شما با من است. برای من مهم این است که به حرف هایم گوش دهید؛ نه این که وارد شوید یا خوشتان بیاید یا خرید کنید یا حتا نکنید. یکی از دلایلی که می خواهم حتما گوش کنید، این است که می خواهم بدانید من در حال انجام چه کاری هستم. در این صورت اگر پس از یک سال موفق شدم، می توانم به شما بگویم که این فرصت را به شما نیز دادم. دومین دلیل این که فقط می خواهم حمایت تان کنم تا شما هم موفق شوید. این مسئله که وارد این کسب و کار شوید شاید برای شما مهم باشد، اما برای من مهم نیست. البته در عالم دوستی برای ام مهم است ولی در چارچوب قانون نسبت ها اصلا مهم نیست. اگر تصمیم دارید ثروتمند شوید، قانون نسبت ها را در نظر بگیرید و آن را در کسب و کار خویش، به کار بندید.     


6-قانون کاشت و برداشت:

    دومین قانونی که فرا گرفتم، قانون ((کاشت و برداشت)) بود. قانون کاشت و برداشت، در راستای قانون نسبت هاست. در این جا، داستان کشاورزی را از کتاب مقدس، برایتان نقل می کنم.کشاورز داستان ما، تمایل داشت در کار خود، پیشرفت کند. او شخص بلند پروازی بود و بذرهای بسیار مرغوبی داشت. توجه کنید این بذرها می توانند فرصت های طلایی، محصولی مرغوب و یا داستانی آموزنده باشند؛ و همه ما به نوعی می توانیم کشاورزی بلند پرواز، با بذرهایی مرغوب باشیم. روزی کشاورز، برای کاشتن بذرها، از منزل خارج شد؛ در بین راه، مقداری از بذرها به زمین ریخت و پرندگان، آنها را خوردند. همیشه در زندگی، پرندگانی هستند که قسمتی از بذرها را می خورند! ممکن است بپرسید که منظور از این عبارت چیست؟ حال برایتان توضیح می دهم: روزی من یکی از دوستان ام را به جلسه ای دعوت کردم و او گفت که سه شنبه آنجا خواهد بود. دوست ام روز سه شنبه نیامد و از نیامدن اش، بسیار تعجب کردم. امروز علت این مسئله را متوجه شده ام. وی در نظر داشت که به این جلسه بیاید ولی یک نفر رای او را زد و به او گفت: تو که برای شرکت در یک جلسه مربوط به بازاررسانی شبکه ای وقت نمی گذاری؟ و دوست من هم گفت: آره! راست می گویی. پس پرندگان قسمتی از بذرها را خوردند! در این حالت شما دو انتخاب دارید: انتخاب اول این است که پرندگان را دنبال کنید که برای این منظور، مجبورید از مزرعه خارج شوید و این مسئله، شما را از آینده مطلوبتان دور می سازد در ضمن ، نمی توانید بذرها را از پرندگان باز پس گیرید. سرخوردگی، یکی از پیامدهای این انتخاب است. اما انتخاب دیگرکه کشاورز داستان آن را برگزید آن است که، به کاشتن ادامه داد. این رازی است که منجر به موفقیت او گردید. اگر شما به کاشتن ادامه دهید، بیشتر از مقداری که پرندگان می توانند بخورند، می کارید. زیرا تعداد پرندگان برای این که همه بذرها را بخورند، کافی نیست. ((قانون نسبت ها)) این جا به کمک شما می آید. مربی ام این مطلب را به من یاد داد. او گفت: آقای ران! در کل دنیا  9 یا 10 نفر آدم های این چنینی وجود دارند و الان زیاد این طرف و آن طرف می روند. شما هر از گاهی با یکی از این ها برخورد می کنید. هر وقت با چنین افرادی برخورد کردید، بگویید: تنها 9 تا آدم شبیه تو وجود دارند و من از پس تو بر می آیم!

مطلب دیگری که این داستان به ما می آموزاند این است که کشاورز، همچنان به کاشتن خود ادامه داد. بی آنکه شما بخواهید قسمتی از بذرها، روی سنگلاخ ها و خاک های نامطلوب، پاشیده می شود؛ چون شما کشاورز بلند پرواز با بذرهایی بسیار مطلوب هستید، پس سنگلاخ ها و خاک های نامطلوب، اصلا خوش آیند نیستند؛ اما ببینیم که چه اتفاقی افتاده است. بذر در زمین شروع به رشد می کند و در پی آن، گیاهی کوچک می روید. اما نخستین هوای گرم، آن را پژمرده می کند. این موضوع، ناراحت کننده است. درست مانند دوست من که بالاخره شروع به فعالیت می کند، ولی پس از چند  روز، به واسطه حرف های شخصی دیگر، دست از فعالیت خود می کشد و مانند آن گیاه، خشک و پژمرده می شود. در حالی که من با خود فکر می کردم که او حداقل یک هفته را دوام بیاورد.پس چه اتفاقی افتاده است؟ هر بار این اتفاق می افتد باید با خود بگویید: هوای گرم، قسمتی از بذرها را از بین می بردو این خارج از برنامه است. آیا جالب نیست؟! چه می توان کرد؟ هیچ کار! شما شاید با اطمینان بگوید: می خواهم این مسئله را عوض کنم.شما همگی می دانید که خورشید از شرق طلوع می کند ولی آیا می گویید چرا از شرق؟ من شخصا، خیلی روی این موضوع وقت نمی گذارم. بگذارید این موضوع به روال خود اتفاق بیافتد. دنبال چراهای این موضوعات نروید پاسخ، در ساختار و نتایج ماجراست وهر چیزی فراسوی آن، چندان جای تامل و مطالعه ندارد. چگونه است که کسانی برای مدت بیشتری به فعالیت خود ادامه می دهند؟ من هیچ گاه زمانی برای یافتن علت این موضوع صرف نمی کنم. پاسخ این است: بعضی ها به کار و فعالیت خود ادامه نمی دهند. شما فقط همین مطلب را لازم است به یاد داشته باشید و هنگامی که کسی از ادامه ی فعالیت خود دست بر می دارد، شما به خود بگویید: او یکی از کسانی است که به فعالیت خود ادامه نمی دهد. حالا شما می دانید که این افراد چگونه طبقه بندی کنید و به این مطلب آگاه شوید که قادر به تغییر آنها نیستید. شما تنها باید تا جایی که می توانید، با موضوعات، آن گونه که هستند روبه رو شوید. اما راز موفقیت کشاورز بلند پرواز، با آن بذرهای خوب، این بود که او به کاشتن ادامه داد و برای این کار، باید این نکته را در نظر می داشت: او باید یاد می گرفت که ناامیدی های خود را کنترل کند. این همان نکته ی کلیدی است که شما باید در تمام زندگی، آن را به کار بگیرید: ((کنترل بر ناامیدی ها)). بدانید که شما تنظیمات دنیا را بر اساسا برنامه ها و خواسته های خودتان، به وجود نیاورده اید که کسی از ادامه کار دست نکشد! پس شما مقصر نیستید و در قبال آن مسئولیتی ندارید. اما اگر در دفتر کارتان، مشکلی پیش بیاید، این موضوع متفاوت است و شما در قبال آن مسئول هستید!

کشاورز به کاشتن ادامه می دهد و قسمتی از بذرها روی زمین نامناسب و خاردار می ریزد و تعدادی گیاه نیز شروع به رشد می کنند. ولی خارها باعث از بین رفتن این گیاهان می شوند. خارها قسمتی از بذرها را از بین می برند. در واقع این خارها، همان دلواپسی ها، نگرانی های بی مورد، حواس پرتی ها و مشکلات دیگری ست که بر سر راه همه ی ما قرار دارند. آیا کسی می تواند خارهایی که بر سر راه ما در مسیر زندگی قرار می گیرند را پیش بینی کند؟ کشاورز به کاشتن بذرها همچنان ادامه می دهد، همان گونه که ما به دعوت کردن از دیگران ادامه می دهیم. ((قانون نسبت ها)) همچنان به عملکرد خود ادامه می دهد و چیزی که این داستان نهایتا به ما می گوید این است که ((اگر شما به کاشتن بذرها ادامه دهید ، بذرها در نهایت به روی زمین حاصل خیز می ریزند.)) اگر شما برای کاری به دنبال شخص مناسبی بگردید، نهایتا شخص مورد نظر را پیدا خواهید کرد. در بعضی از زمین های حاصل خیز، شاید تنها 30% از بذرها شکوفا شوند. در بعضی 60% و شاید در بعضی حتا 100% بذرها! شاید شما بپرسید چرا این درصدها با هم تفاوت دارند؟ باز می گویم وقت خود را به روی این چراها صرف نکنید! به کار خود ادامه دهید! من میخواستم کاری کنم تا همه کاملا موفق شوند، ولی این موضوع داشت مرا از پا در می آورد! مطمئن باشید که شما هم قادر به انجام چنین کاری نیستید! کاری که شما باید انجام دهید این است که بگذارید کسی که بازدهی 30% دارد، با بهترین توانایی  موجودش به کار خود ادامه دهد؛ و کسی که توانایی و بازدهی 60% دارد نیز به کارش ادامه دهد و کسی که 100% بهره وری را دارد نیز کارش را انجام دهد. شما با درک این مسائل می توانید حاصل خیزی زمین کشاورزی تان را به 100% برسانید.    

7-پرورش مهارت ها:

     تجربه فعالیت در بازاررسانی شبکه ای، منجر به کسب مهارت های جدیدی در من شد. نخستین مهارتی که تغییری شگرف در زندگی من ایجاد کرد، مشتری یابی و فروشندگی بود. فروشندگی کار آسانی است، زیرا یک عمل تکنیکی محسوب نمی شود. عملی تکنیکی است که در آن، راجع به نحوه کارکرد چیزی صحبت شود. در حالی که در عمل فروش، شما به سادگی تنها محصولتان را معرفی می کنید. اگر راجع به یک محصول منحصر به فرد صحبت می کنید، حتما درباره ی قابلیت هایش توضیح دهید. شخص مقابل را قانع کنید که در این محصول، بهترین محصول است و اینجاست که مشتری، حاضر به خرید محصول می شود. این، هنر ساده ی فروشندگی است!

در تجارت، ((سهیم شدن اطلاعت))، مسئله بسیار مهمی است؛ زیرا با مشتری، در رابطه با محصولی که خودتان استفاده می کنید و نظرات موافق کسانی که از این محصول استفاده کرده اند، سهیم می شوید. ما راجع به مهارت های فنی پیشرفته ی یک سفینه فضایی صحبت نمی کنیم؛ تنها درباره سهیم شدن اطلاعات و کاربرد مناسب آن، به منظور جلب نظر مثبت دیگران در این تجارت، صحبت می کنیم. هنگامی که من فروشندگی را یاد گرفتم، درآمد من، 5 برابر شد! مشتری یابی و فروشندگی، زیر بنایی بود برای ساختن یک زندگی حرفه ای و موفق. پس تا اینجا من دو مهارت کسب کرده بودم: ((دوشیدن شیر گاوها)) و ((فروشندگی)).

مهارت دیگری که زندگی مرا متحول ساخت، مهارت ((جذب افراد تازه)) و معرفی یک فرصت در آمدزا به آنها بود. فراگیری این که چگوبه افراد را دعوت و جذب کنم. اصولا دو نوع معرفی وجود دارد: معرفی رسمی و معرفی غیررسمی. یکی از مهمترین بخشهای جذب افراد تازه، ((پیگیری)) می باشد. شما باید برای هر فرد تازه هم پدر باشید هم مادر! تغذیه ی به وسیله ایده های سازنده، محافظت و کمک در دفاع از صداهای معترض بیرونی که سعی در خارج کردن شما از راهتان را دارند! به این موضوع ((حمایت کردن)) می گویند. حامی بودن و حمایت کردن یعنی برای افراد پلی باشیم میان تاریکی و نور، میان شک و باور، میان جهل و آگاهی، میان عدم اعتماد به نفس و رسیدن به اعتماد به نفس، میان از سایه به سوی نور خورشید حرکت کردن. این یکی از هیجان انگیزترین جایگاه هایی است که شما می توانید در صنعت بازاررسانی شبکه ای به دست آورید. هنگامی که شما این نقش پل را برای افراد تازه ایفا می کنید، جادوی جذب افراد تازه پدیدار می شود. شما به پرسش های آنها پاسخ می دهید و کمک می کنید تا بتوانند از این پل عبور کنند. شما توانایی های آنها را پیش از آن که خودشان بتوانند درک کنند، در آن ها تشخیص می دهید و شما این اطمینان را به آنها می دهید که می توانند فراتر از چیزی که هستند باشند و بدین سبب آنها چیزی بیشتر از آن چه که دارند، به دست می آورند.

این یکی از بزرگترین هنرهایی است که در دنیا وجود دارد. مطلب هیجان انگیز در مورد این هنر آن است که در آمد سرشاری را می تواند برای شما ایجاد کند. چرا که شما هم اکنون در حال عمل کردن به نکته ی منحصر به فردی هستید که در کتاب مقدس نیز به آن اشاره شده است! این موضوع چیزی نیست جز ((راز دست یابی به ثروت))! به این راز ، نخستین بار در کتاب مقدس اشاره شده است. در کتاب مقدس، سوالی مطرح شده است، با این عنوان که ((چگونه می توانیم به بزرگی و عظمت دست پیدا کنیم؟)) پاسخ کتاب مقدس به این سوال، این است: ((با ثروتی بی کران، عزت نفسی بالا، تاثیر گذاری زیاد، سرشناسی و خوش نامی)). این سوال و راهکاری است برای دست یابی به ((عظمت شخصی)) که توسط حضرت مسیح مطرح شده است: ((راهی بیابید تا با آن بتوانید به انسان های زیادی خدمت کنید؛ زیرا که خدمت به عده ی زیادی از انسانها، شما را به سوی بزرگی و عظمت هدایت می کند!)). ممکن است عده ای به این مطلب علاقه نداشته باشند، ولی کسانی که علاقه دارند، آن را همیشه به یاد داشته باشند. ممکن است عده ای بگویند حداکثر کاری که من می توانم انجام دهم این است که تنها رتق و فتق امور خودم بپردازم! البته این موضوع کاملا قابل قبول است؛ اما شما از این طریق به بزرگی و عظمت دست پیدا نمی کنید. ممکن است کسی بگوید من خودم کلی صورت حساب دارم که باید پرداخت کنم و دیگر نمی توانم نگران پرداخت صورت حساب دیگران باشم! همان طور که گفتم، این طرز برخورد، اصلا ایرادی ندارد؛ اما تاکید می کنم که با این نوع نگاه، هرگز به بزرگی دست پیدا نخواهید کرد. بزرگی یعنی انسان های دیگر را حمایت کنیم تا بتوانند صورت حساب های خود را پرداخت کنند! هنگامی که شما دیگران را حمایت می نمایید، آنگاه به سادگی می توانید صورت حساب های خود را نیز پرداخت کنید و مسئله ی انجام تعهدات مالی شما در این میان، دیگر اصلا به چشم نخواهد آمد.دیگران را در حل مشکلات شان یاری دهید. چرا که اگر این کار را انجام دهید، مشکلات شما نیز حل می شوند.کلید دست یابی به بزرگی، همان طور که حضرت مسیح آموزش داده است، یافتن چنین راه کاری است. بسیاری از مردم علاقه دارند که به دیگران خدمت کنند، ولی راه کار مناسبی برای این موضوع ندارند. اما مطلب هیجان انگیز در مورد این تجارت، آن ایت که شما راهی برای خدمت به سایر افراد دارید. این که از این امکان استفاده نمایید یا نه، دیگر به خودتان مربوط است.این دیگر با شماست که از این راه کار، ثروت زیادی بدست آورید یا نه.

موفقیت، بستگی به میزان تمایل هر شخص، در پیشرفت دارد. سیستم بازاررسانی شبکه ای، به علت ارایه ی بازاررسانی یکسان و محصولاتی یکسان، برای همه یکسان است. تفاوت، تنها در نگرش هر شخص و میزان تمایل وی در پیشرفت است. اهداف و بلند پروازی های شما هر چه که باشند، برای رسیدن به آنها، راه کارها و ابزارهای لازم را دارید. راه کار مهم این است: ((تا جایی که می توانید، به دیگران خدمت کنید.)) موضوع هیجان انگیز در جذب افراد تازه این است که به هر علتی که شما وارد سیستم شده اید، اکنون توانایی تاثیرگذاری مستقیم و غیر مستقیم روی ده ها و یا شاید صدها انسان را دارید. بسیاری از کسانی که شما روی آنها تاثیرگذار هستید نیز به نوبه خود، به طور   مستقیم و غیر مستقیم، بر زندگی هزاران انسان دیر تاثیر می گذارند. شما به هر اندازه روی انسان ها تاثیر بگذارید، به همان اندازه نیز در آمد کسب می کنید؛ ولی راز دست یابی به بزرگی، همان طور که در کتاب مقدس است، خدمت به عده ی زیادی از انسان ها است.

یکی از دیدگاه های زیگ زیگلر،((Zig Zigler)) که در راستای کلام کتاب آسمانی می باشد، این است: ((اگر به تعداد کافی، مردم را در جهت رسیدن به خواسته هایشان حمایت کنید، آنگاه شما نیز می توانید به خواسته های خود برسید!)) این که شما می خواهید به خواسته های خود برسید، منفعت شخصی ست که در جای خود، کاملا قابل قبول است و اگر می خواهید منافع شخصی خود را در مسیر سازنده ای قرار دهید، حمایت کنید تا دیگران بتوانند به خواسته ها و اهداف شان دست پیدا کنند. پس تا این جا، من سه مهارت کسب کرده بودم: ((دوشیدن شیر گاوها))، ((فروشندگی)) و ((جذب افراد تازه)).    

 8-  بیایید با هم کار کنیم!

     مهارت دیگری که یادگیری آن سود سرشاری را نصیب ام کرد، ((سازمان دهی)) بود. هنگامی که چند نفر با یکدیگر شروع به کار می کنند، شما پی به جادوی این مسئله می برید. آری! این که آدم ها بتوانند با یکدیگر کار کنند، سحر آمیز آست! هر چند این موضوع، چالش بر انگیز نیز می باشد. مانند زمانی که چند از اعضای خانواده ی شما بخواهند با هم کار کنند. این که زن و شوهر ی با هم کار کنند، چالش بزرگی ست، ولی در صورت اتفاق، معجزه پدیدار می شود. هر چیز سحر آمیز، چالش بر انگیز است. اما زمانی که شما نمی دانید این چالش برای چیست، آنجاست که معجزه اتفاق می افتد. بگذارید نقل قولی از کتاب مقدس بیاورم. کتاب مقدس می گوید: (( هنگامی که دو یا سه نفر، در قصد مشترکی توافق داشته باشند، آنگاه هیچ چیز، غیر ممکن نخواهد بود.))مطلبی که من همیشه به کودکان، در رویارویی با چالش ها آموزش می دهم، این است: ((بیا بریم انجام اش بدیم!))، نه که ((برو انجام اش بده)). اگر دو یا سه نفر با قصد مشترکی بخواهند کاری را  انجام دهند، دیگر هیچ چیز غیر ممکن نخواهد بود. کار کردن با یکدیگر به سازماندهی نیاز دارد.هنگامی که هر کس بخواهد مستقل از دیگری عمل کند، چالش ها زیادتر می شوند. در تجارت و کسب و کار نیز، کار کردن با افراد مختلف، چالش بر انگیز است، اما نتیجه بخش است.اگر از عهده کاری به تنهایی بر می آیید، انجام اش دهید؛ اما به خاطر داشته باشید که قدرت عظیمی در کار کردن با دیگران وجود دارد.

عامل دیگری که در کار کردن با دیگران به شما قدرت می دهد، ((بیان نقاط قوت یکدیگر)) است. مثلا، اگر من یک عضو تازه وارد باشم و شما معرف من باشید، بیان نقاط قوت من توسط شما در یک جمع، باعث رشد و حرکت من خواهد شد و از من، انسان جدیدی خواهد ساخت. بیان نقاط قوت دیگران، بسیار قدرتمند است. به همین دلیل است که پیشنهاد می کنم با یکدیگر  کار کنید. هر چند به تنهایی کار کردن نیز خوب است؛ ولی هر انسان آگاهی می تواند تشخیص دهد که منفعت در چیست! با سازمان دهی کارها، پول بیشتر و نتایج مطلوب تری را می توان کسب کرد.منفعت من، در این نکته بود.

نکته دیگری که لازم است به آن اشاره کنم ((تشویق کردن)) است. زمانی از یک شرکت قدر دانی می شود که آن شرکت، قدم های بزرگی را در مسیر پیش رفت برداشته باشد؛ در حالی که شما به خاطر قدم های کوچک روبه رشد خود، می توانید مورد قدردانی قرار بگیرید. تشویق کردن افراد، رای روند روبه رشد آنها، یکی از اسرار  تجارت به حساب می آید. هر چند این تشویق ها ممکن است در حد یک قدردانی ساده در جمع، و یا معرفی و تمجید از آن فرد باشد. پس می توان فهمید که تشویق کردن، چگونه بر دیگران تاثیر می گذارد و اگر آن را به درستی به کار بریم، می توانیم تجارت خوبی را انجام دهیم. تشویق کردن باعث ترغیب افراد، به انجام کارهایی می شود که آن ها را در حالت معمول، انجام نمی دهند. هر شخصی، قادر به انجام کارهای منحصر به فرد ی است که فقط خود از عهده ی آن بر می آید؛ به شرط آنکه بدانید چگونه وی را به انجام آن کار، ترغیب نمایید! این جاست که جادوی کار، نقش مهم تری از پول و در آمد را ایفا می کند. در تجارت، آن چه که از پول با اهمیت تر است، ((ابتکار)) و ((خلاقیت)) می باشد. بهترین جا برای به کارگیری خلاقیت، در معرفی محصولی منحصر به فرد، جذب مشتریان، تربیت بازاررسانان شبکه ای و ... است. ابتکار یعنی یافتن راه حلی دیگر. اگر راهی جواب نداد، راه دیگری بیابید. شما با کمی ابتکار، می توانید راهی برای ثروتمند شدن بیابید. جمله کلیدی و کلام آخر، این است: ((بشر قادر است تمام آرمانهای خود را محقق سازد؛ چرا که این آرمانها به وجود آمده اند تا در انسان، انگیزش و پویایی ایجاد کنند.))              

9-ارتباط، معرفی و تمجید:

    مطلب دیگری که می خواهم بازگو نمایم، ((ایجاد ارتباط)) است. حال به شما می گویم که چگونه می توانیم جلسه ای را هدایت کنیم. من ((تشخیص دادن)) و ((استدلال منطقی)) را یاد گرفتم. هر ارتباطی، نوعی معامله ی ساده است. ارتباط برقرار کردن در ابتدا برای من آسان نبود. هنگامی که می خواستم نخستین معرفی کاری را انجام دهم، تمرکز ذهنی و روانی لازم را نداشتم. حتما همه شما در چنین موقعیتی قرار گرفته اید. دهان ام را باز کردم، ولی برای مدتی هیچ چیزی نتوانستم بگویتم! اما واکنس من این بود: ((دوباره سعی کردم!)) این رازی است که مرا پس از 30 تا 40 سال، به جایگاخ کنونی ام رساند. آنقدر این کار را انجام دادم، تا کاملا مسلط شدم. نخستین جلسه معارفه من بسیار مفتضح بود! ولی اگر این جلسه را برگزار نمی کردم، مجبور بودم به خانه برگردم و به سراغ کارهای سابق ام بروم! اما بالاخره توانستم بر ترس هایم غلبه نمایم و آن ها را ضربه ی فنی کنم! اما رازی که امروز مرا به این جایگاه رسانده، این است: ((بارها، بارها و بارها تلاش کردم!)) انجام هر کاری در ابتدا سخت است. اما به مرور، در بازاررسانی شبکه ای، این چیزها یاد خواهید گرفت. افراد زیادی هستند که برای نخستین بار می خواهند سخنرانی کنند. آنها آنقدر عصبی می شوند که حتا ممکن است نام خود را نیز فراموش کنند! اما همین افراد، در مدت زمان کمتری از 30 روز، می توانند سه ساعت سخنرانی کنند، به طوری که به سختی می توان آنها را از پشت تریبون پایین آورد!

پس برقراری ارتباط و فن بیان را یاد بگیرید؛ این که چگونه می توان با بیان کلمات مناسب، روی انسان های دیگر تاثیر گذار بود. این، بزرگترین هنری ست که در دنیا می توان فرا گرفت. زیرا فن بیان، ابزاری است برای برقراری ارتباط موثر. عبارت کلیدی آن که در فراگیری فن بیان تنبلی نکنید. یاد بگیرید که از نعمت قدرت تکلم خود، خردمندانه استفاده کنید. این نعمت می تواند برای شما ثروت و زندگی شگفت آوری به ارمغان آورد.در این جا به چند نکته مهم اشاره می کنم: پرورش افراد برای نحوه ی تجارت و آموزش آنها برای نحوه زندگی، بسیار ضروری ست. تمام آن چه که  شما برای زندگی در قرن 21 نیاز دارید، در مهارت های نحوه تجارت و مهارت های نحوه زندگی خلاصه می شود. مهارت های زندگی، جزو مهارت راه بری به حساب می آیند. مهارت راه بری، همان توانایی انگیزش بخشی به دیگران است. این یکی از از قویترین مهارت هایی است که می توان آموخت و با آن، تغییر شگرفی در زندگی، ایجاد کرد. انگیزش بخشی، یعنی ترغیب و تشویق افراد برای رسیدن به جایگاهی بالاتر از جایگاه کنونی شان؛ واین که این موضوع امکان پذیر است. یک راه بر، با بیان این جمله که ((تو می توانی این کار را انجام دهی!))، می تواند دیگران را ترغیب کند. اکنون به افراد انگیزش دهید تا خود را بهتر، توان گرتر و مستعدتر از نچه که هستند، ببینند و خود را در آینده بجویند. در این جا شاید این سوال برای شما پیش آید که چگونه می توان راه بری کردن را یاد گرفت؟ در جواب باید بگویم که: آشنایی من با مربی ام ارل شاف ((Earl Shoaf))، زمینه ساز آموزش و رشد من شد. او صاحب یک شرکت تولید محصولات غذایی بود. من نمی دانم شما چگونه می توانید چنین مربی ای پیدا کنید. شما برای این منظور، شاید نیاز به آشنایی با افراد مختلفی داشته باشید. من راجع به آموزش و تربیت شخصی زیاد صحبت می کنم. آموزش های رسمی در دانشگاه ها و مراکز آموزشی، باعث ایجاد درآمد برای گذران زندگی می شود؛ در حالی که آموزش شخصی باعث ثروتمند شدن شما می گردد. پیشنهاد می کنم همواره در طول ندگی تان، مانند یک دانشجو باشید. کتاب های زیادی بخوانید. هنگامی که با یک ایده ی خوب برخورد می کنید، آن را یادداشت کنید خیلی از مردم می گویند: برای من ، مطالع کردن سخت است!. شما باید این عادت را در خودتان تغییر دهید؛ چون در غیر این صورت، شما نمی توانید از مانع زندگی عبور کنید.

به کودکان و افرادتان این نکات را بیاموزانید: کمک کنیم انسان ها خود را آن گونه که هستند، ببینند.اگر اشتباهی مرتکب می شوند آن ها را باید متوجه اشتباهات شان کنیم. اشتباهات باید تصحیح شوند. اگر کودکان خراب کاری می کنند، باید خراب کاری شان را به آنها گوشزد کرد؛ اما مهم تر آن است که نباید آن ها را در خراب کاری هایشان تنها گذاشت. پس ما باید کمک کنیم تا خود را آن گونه که هستند، ببینند. اما بزرگترین موهبت آن است که به آن ها کمک کنیم تا خود را بهتر از آن چه که هستند، ببینند. تنها نباید به آن ها گوش زد کردن اشتباهات شان اکتفا کنیم؛ بلکه باید به آنها  آینده و فرصت ها را نشان دهیم تا بتوانند به آن چیزی که می خواهند، برسند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you stretch to get taller?
جمعه 17 شهریور 1396 11:14 ق.ظ
Greetings! This is my first visit to your blog!
We are a group of volunteers and starting a new project in a community
in the same niche. Your blog provided us useful information to
work on. You have done a extraordinary job!
How do you grow?
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:09 ب.ظ
Does your blog have a contact page? I'm having problems locating it but, I'd like to send you an email.

I've got some creative ideas for your blog you might be
interested in hearing. Either way, great site and I look forward to seeing it improve over time.
noeliadrumwright.hatenablog.com
جمعه 13 مرداد 1396 06:54 ب.ظ
Excellent way of telling, and good post to take information concerning my presentation subject matter,
which i am going to present in college.
How do you prevent Achilles tendonitis?
جمعه 13 مرداد 1396 12:13 ب.ظ
Hello! I know this is kinda off topic but I was wondering
which blog platform are you using for this website?

I'm getting tired of Wordpress because I've had issues with hackers and I'm looking at options for another platform.
I would be awesome if you could point me in the direction of a good
platform.
Joann
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:43 ب.ظ
Since the admin of this web page is working, no doubt very rapidly it will be famous, due to its quality
contents.
std test kit
یکشنبه 4 تیر 1396 11:09 ب.ظ
ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب اصل آیا واقعا نشستن درست با من پس از برخی از زمان.
جایی درون جملات شما موفق به من مؤمن اما فقط
برای بسیار در حالی که کوتاه.
من با این حال مشکل خود را با جهش در منطق و یک ممکن است را سادگی به پر
کسانی که شکاف. در این رویداد شما که می توانید انجام من
می قطعا تا پایان در گم.
Maggie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:53 ق.ظ
I will immediately take hold of your rss as I can't to find your email subscription link or e-newsletter service.
Do you've any? Kindly permit me know in order that I
could subscribe. Thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


لینک خبرگزاریهای مفید
پخش زنده تلویزیونی
خبرگزاری،روزنامه بایک کلیک

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


Admin Logo
themebox Logo
PageRank Checker